دوشنبه , مهر ۲۹ ۱۳۹۸
خانه / مقالات / پروژه ظالم و مظلوم

پروژه ظالم و مظلوم

پروژه ظالم و مظلوم – Victim- Victimizer

هدف اصلی برنامه ظالم و مظلوم، کنترل ذهن و برنامه ریزی عمدی انسانها برای فکر کردن به خشونت و نفرت هست تا از این طریق به رفتارهای فریبکارانه آرکانها و استراتژی آنها که همان ایجاد ترس توسط سیستم های اعتقادی است، باور پیدا کنند. همینطور که انسانها به این سیستمهای فریبکارانه که بر پایه خشونت، دروغ و فریب هستند، تمکین می کنند، فریب نهفته در این برنامه پنهان شده و واقعیت ساختگی آنها تبدیل به یک سیستم ارزشی ضد انسانی می شود. تا هنگامیکه انسانها به این سیستمهای فریبکارانه پایبند باشند و به آنها تمکین کنند، فرآیند ایجاد ظالم و مظلوم ادامه دارد و نفرت و خشونت رشد پیدا می کند. انسانها نقششان را مدام بین ظالم و مظلوم عوض می کنند. در جایی  نقش یک کهن الگوی مظلوم و قربانی را بازی می کنند، و سپس چون نمیخواهند دیگر مظلوم باشند، نقش خود را عوض کرده و به یک ظالم تبدیل میشوند، که هردو حالت در واقع دو شکل از خشونت درونی و بیرونیست.
در طی فرآیند صعود، انسان تحت پروسه جداسازی و حذف ایگو/شخصیت و دگرگونی مداوم قرار می گیرد تا آگاهی خود را با خود برتر همسو کند. در طول مراحل صعود یا بیداری کندالینی، فرد تحت یک بحران روحی- روانی قرار می گیرد تحت عنوان: « شب تاریک روح».


شب تاریک روح:
در طول دوره بیداری روحی یا فعالسازی کندالینی در مراحل بیداری، چهار نوع اصلی از چرخه های نزولی وجود دارد که به شکل بحران های روحی خود را نشان میدهند. این چرخه ها برای کسانی که در مسیر صعود قرار گرفتند در واقع فازهای غیر قابل اجتناب هستند، چون به دلیل از بین رفتن و مرگ ایگو بوجود می آیند که برای صعود کالبد روحی لازم و ضروریست. وارد شدن در این فازها یا بحرانهای روحی برای همه انسانها انجام میشود و حتی ممکن است در طول چرخه های تکامل روحی و بیداری، چندین بار تکرار شود. در حال حاضر سیاره زمین در یک سطح گسترده از این فاز روح جمعی سیاره ای در چرخه صعود  قرار گرفته‌ است. در طول این چرخه ها بدن تراکم از دست داده و سبکتر میشود. هر چقدر که شارش انرژی کندالینی و انرژی روحی در طول توسعه میدان قلب و آگاهی بیشتر باشد، فرد در موقعیت عمیقتری در این فاز بحرانی قرار گرفته و اساسا بعد از هر بار هجوم و شارش نیروی روحی انجام میشود و با استحاله بافت فیزیکی و از بین رفتن ساختارهای قراردادی شرطی و مواد سمی در بدن از لحاظ فیزیکی، ذهنی، احساسی و روحی _ انرژتیکی همراه است. در طول هر کدام از این فازها، بدن مقداری از تراکمش رو از دست میدهد. واقعیت اینست که ما اکنون در سطح جهانی در حال تجربه این مسئله هستیم. طیف تجربیات افراد مختلف در طول تجربه این فازها میتواند  شامل احساس عصبانیت، استرس، و گیجی باشد و حتی احساس دیوانگی و جنون. بیشتر افراد آگاه نیستند که در طول این پروسه موقتا انسجام فکری ر ا از دست می دهند و دلیل اینکه چرا طرز تفکر و رفتارشان تغییر کرده را درک نمی کنند. مسئله مهم در اینجا اینست که فرد باید استرس و آشفتگی را کنترل کرده و با آن کنار بیاید.
چند پیشنهاد برای بهتر پشت سر گذاشتن چرخه های مرگ ایگو یا همان شب تاریک روح:
۱- تا حد امکان آرامش را حفظ کنید و اجازه بدهید تا پروسه انجام شود. ۲- راحت و ریلکس باشید بدون اینکه سعی کنین علائم را سرکوب کنید و بدون اینکه بخواهید به محرکها و سرگرمیها پناه ببرید. ۳- این چرخه ها در واقع نوعی تلاطم روحی هستند که ممکن است استرس را القا کنند. سعی کنید استرس را از خودتان دور کنید و از بدنتان به خوبی محافظت کنید، از غذاهای خیلی مقوی مثل عسل استفاده کنید و برای محافظت، دوزهای مشخصی آنتی اکسیدان مصرف کنید. از مواد محافظت کننده استفاده کنید : روغن های مفید برای تیروئید  ( kelp, nettle leap)، آدرنال ( شیرین بیان، ویتامین c)، اعصاب ( ویتامین Bs), هورمونها ( جنسینگ)، (gotu kola)- حداقل روزی ۱۰ لیوان آب مصرف کنید چون پروتئین های قدیمی در حال شستشو از بدن هستند و در واقع بدن قدیمی شما در حال تبدیل به یک بدن جدید است، از حمام نمک برای هیدراته کردن بدن استفاده کنید. در این شرایط بدن نیاز شدیدی به Cell Salt ها دارد تا سمزدایی شود. ۵- ممکن است علایم آنفولانزا داشته باشید، سیستم ایمنی در این شرایط به شدت فعال است و بهترین کار استراحت و پرهیز از خوردن غذای زیاد است. چون عمل گوارش انرژی را می گیرد و باعث میشود تا چرخه کامل نشود. اگه شرایط بدنتان را درک نکنید و سعی در سرکوب علائم فیزیکی و ذهنی داشته باشید و به نیاز بدن به استراحت و پاکسازی و نخوردن غذا بی توجه باشید، ممکن است دچار مسمومیت یا آسیب بافت شوید.
از نتایج مهم این مرحله، متزلزل شدن شخصیتیست که تا الان با آن زندگی می کردید. تا موقعی که به روح خود تسلیم نشوید، سعی می کنید طبق شرایط قبلی به شخصیت و ایگوی قبلی و شرایط ذهنی قبلی برگردید و از خود برتر فرار می کنید.  هرچقدر این مرحله عمیقتر و شدیدتر باشد، نتیجتا انرژی روحی بیشتری در کالبد فیزیکی قرار می گیرد.در طول برخوردهای مختلف با این بحران روحی، فرد با مسائل مربوط به مظلوم بودن، ظالم بودن مواجه میشود، یا  نقش هایی که افراد و گروهها به عنوان ظالم یا مظلوم به او داده اند. با افزایش بصیرت و کسب آگاهی در مورد این نیروهای متجاوز، ما قادر خواهیم بود این نیروها را به الگوهای متعادل استحاله کرده و در نتیجه خنثی کنیم. با این حال، این کهن الگوهای ظالم، عمیقا در روح و روان و ذهن ناخودآگاه انسان گیر افتاده اند تا ایگوی منفی را شکل دهند و در حقیقت برنامه های کنترل ذهن هستند. 
«هدف، آزادسازی ذهن انسان از گرفتار شدن توسط نیروهای متجاوز و رهاسازی افکار هست، تا فرد بتواند روی نور درونش تمرکز کند». یکی از الگوهای ظالم و مظلوم، سواستفاده جنسی از بچه هاست، که در واقع یک استراتژی آرکانی و برای ایجاد آزار و آسیب روحی به انسان طراحی شده است. بچه ای که مورد آزار جنسی قرار می گیرد،(مظلوم)، وقتی بزرگ میشود، بچه ها را مورد آزار جنسی قرار میدهد، (ظالم). میبینید که نقش ظالم و مظلوم باهم عوض شده و باعث گسترش خشونت، نفرت، آزار روحی، سواستفاده و پریشانی میشود و در نهایت فرد به اعتیاد روی می آورد. این پروسه یک جنگ روانیست که هدفش نفرت، تفرقه و خودمجبوری انسان به بردگیست که توسط نیروهای کنترل کننده تنظیم شده است.
افرادی که پاکسازی ذهنی و عاطفی انجام نداده اند، همیشه تجربیات تلخ و دردهایی را پنهان می کنند، همین مسئله باعث میشود که به راحتی توسط نیروهای منفی تحت نفوذ و کنترل قرار بگیرند تا از ترسهای آنها در بعد دوم یا لایه های پایینتر ذهن سواستفاده شود. این افراد به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرند و از لحاظ روحی ضعیف هستند، به همین خاطر خطر باز شدن پرتال های منفی یا تسخیر شدن برای آنها وجود دارد. نیروهای منفی به این افراد نفوذ کرده و تحریکشان می کنند تا به شما حمله کنند. ما باید متوجه آنها باشیم و از خودمان دفاع کنیم و اجازه ندهیم که  به ما نزدیک شوند.  اما مشکل اساسی اینجاست که آنها همیشه راهی را برای نفوذ به ضعف انسانها پیدا می کنند. بزرگترین چالش در واقع دزدی انرژی هست.


تروما Trauma
تروماها زخمهای انرژتیکی هستند که از تجربیات و خاطرات ناگوار باقی مانده اند و اگر به شکل حل نشده و درمان نشده در لایه های مختلف کالبدهای انرژتیک باقی بمانند، باعث بوجود اومدن پنجره هایی برای ورود انگلها و نیروهای تاریک میشوند، که خود این انگلها باعث عمیقتر شدن زخمهای روحی میشوند. در واقع باعث ایجاد بلاک های انرژی در هاله فرد شده و احساسات را تحت کنترل می گیرند. برای مثال اگر فردی در دوران بچگی یا در هر دورانی از زندگی مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد، و این مسئله را نتوانسته باشد از لحاظ ذهنی حل کند و یا ببخشد، این شخص از خط زمانی آن حادثه دردناک منقطع شده اما یک کابل یا اتصال اختری شکل می گیرد که شخص را به آن خط زمانی متصل نگه میدارد. بارها و بارها اشخاصی دیده شده اند که در کودکی مورد آزار احساسی و روحی بوده اند و به همین خاطر، رشد آنان در همان نقطه متوقف شده است. با اینکه بدن فیزیکی آنان به رشدش ادامه داده، اما کالبد روحی و احساسی در نقطه حادثه متوقف می شود. شخص بزرگسالی که در خردسالی دچار چنین حادثه‌ای شده ممکن است به اندازه یک کودک هشت یا دوازده ساله رشد احساسی کرده باشد، چرا که هیچ وقت کودک درون آن شخص آسیبی که در آن خط زمانی گذشته دیده است را حل و ترمیم نکرده است. 

همچنین چک کنید

تکنولوژی 5G – آزمایش جهانی بدون اجازه بر روی انسان

تکنولوژی 5G نسل بعدی زیرساخت‌های تلفن همراه است، اما قطعا با نسل‌های قبلی خود متفاوت …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: