دوشنبه , آبان ۲۷ ۱۳۹۸
خانه / مقالات / تحولات مثبت زندگی مقاله 3

تحولات مثبت زندگی مقاله 3

… اندازه و زمان وجود ندارد. لحظات گذشته، حال و آینده به شکل همزمان در این الگوی هندسی وجود دارند ( مرکابا). مرکابا یکی از بنیادی ترین الگوهای ارتعاشیست. اگر شکل و الگویی وجود داشته باشد که کل دنیا بر اساس آن ساخته شده باشد، می توانیم از طریق ارتعاش آن الگو را بسازیم. به این معنی که دنیا از ارتعاش ساخته شده، و بنابراین بسیار مهم است که ارتعاشات را در تمرین های روحی بگنجانیم. سازهای کوبه ای مقدس، آوازهای مقدس، گوش کردن به موسیقی؛ موسیقی تعالی بخش، که در حقیقت روح را کریستالی می کند. امروزه دانشمندان توانسته اند یک فوتون را در یک سطح مشخص گیراندازی کنند. آنها دقیقا می دانند که فوتون ها به چه شکلی هستند. و این شکلیست که آنها بدست آورده اند. با توجه به این شکل متوجه می شویم که یک فوتون به چه شکلی است، و سپس اگر یک مرکبا را به بالای آن اضافه کنیم، فکر می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در یک راستا قرار می گیرند.

merkaba

 صلیب سلتی ( Celtic) شبیه یک تصویر دوبعدی از یک فوتون است. مسئله بسیار جالبی که با نگاه به همه این مسائل متوجه می شوم، اینست که اساسا شکل و فرم ‘amplituhedron’ ( یک چهارم از تصویر یک مرکابا) اشتباها نامگذاری شده است. این طرح کلی که کل کیهان بر اساس آن ساخته شده است، همان فوتون است. یک فوتون از بسته های منفرد انرژی ساخته شده است و از این طریق نور جابجا می شود. فوتون ها ذرات منفرد هستند، از نور. آنها ارتعاشات طبیعت هستند، آنها شکلی مشابه با فرم های ارتعاشی دارند که به شما نشان دادم که در آب پدیدار می شوند، و تنها یک فوتون وجود دارد که کل کیهان از آن ساخته شده است. 

Amplituhedron 3D


پس در این جمله حقیقتی است؛ 《 در ابتدا، بگذار نور باشد، و نور بوجود آمد》. 
بنابراین هر چیزی در کیهان، همه اتم ها، همه مولکول ها، همه ستاره ها، کهکشان ها، همه آنها ارتعاشاتی از یک فوتون هستند. کل کیهان در حقیقت یک فوتون منفرد در مجموعه ای از انعکاس هاست. 
اکنون، همین مسئله در علم آگاهی نیز خودش را متجلی می کند. اگر تنها یک فوتون در کیهان وجود داشته باشد، همه چیز است، و شما محصول این فوتون هستید. بدن شما از این فوتون ساخته شده است.  فوتون، آگاهیست،  به دلیل اینکه شما آگاه هستید. وقتی واقعا از آگاهی خود برای فکر کردن استفاده می کنید، این در واقع آگاهی خدا/خالق است. آگاهی خالق، آگاهی شماست. 


اولین فوتون تحت هندسه فرکتال به شکل یک ستاره درآمد، که ما به نام خورشید اولیه/ازلی می نامیم؛ ستاره اصلی، اولین ستاره که کل کیهان از آن شکفته و خلق شد. و ستاره های بیشتر و بیشتری را خلق کرد تا کهکشان بوجود آمد، و کهکشانهای دیگری خلق شدند و کل کیهان شکفته شد. شبیه به نظریه بیگ بنگ،  اما نه دقیقا. 
پس دوباره اولین ستاره خلق کرد و تحت الگوی فرکتال، کهکشان را متجلی ساخت، اولین کهکشان تبدیل به یک سوپرکهکشان شد، و اگر تمام کارهای من را دیده باشید، می دانید که همه ستارگان را در جهان به شکل یک کهکشان بسیار عظیم و بزرگ نشان داده ام.


جهان فرکتال:
اگر کل کیهان از یک الگوی هندسی ساخته شده باشد،  این الگو، همان فوتون است. و در مورد آگاهی شما چی؟ در مورد خود افکار؟

fractal universe


این یکی از مسائلی است که در موردش هیجان زده هستم؛ یک موفقیت چشمگیر؛ که کل مدل علمی ما را شامل می شود ( کشف amplituhedron ). بسیار جالب است. این کار سال گذشته در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۱۸ انجام شد. من اولین بار آن را در وبسایت اعلانات علمی دیدم. 


چرا همه کهکشان ها در کیهان به شکل یک دیسک تخت بزرگ هستند؟ و نه به شکل یک کره بزرگ، یک دیسک تخت. یک کهکشان بزرگ که کل دنیای ما را شامل می شود. ( دیوید از روی اسلاید می خواند، با نقل قول از یک پژوهشگر) : ” مغز انسان ساختارهایی را در ۱۱ بعد توسعه داده است. ما جهانی را پیدا کردیم که هرگز تصورش را نمی کردیم.”  در حال حاضر چه اتفاقی در حال وقوع است؟ شما یک بسته نورون ها را در سمت چپ، و سپس در سمت راست شما این دیاگرام ساخته شده با کامپیوتر را دارید. 


آنها آنچه را که در این مطالعه ویژه پیدا کرده اند اینست که افکار و ایده های مرسوم در مورد اتصالات عصبی یا سیناپس ها اشتباه هستند. مسئله اتصالات عصبی واقعا چیست؟ چگونه یک مغز شکل می گیرد؟
دو سلول وجود دارد و آنها شاخه های کوچکی دارند که بهم متصل می شوند،  و سپس ترکیبات شیمیایی باید در داخل فواصلی جای بگیرند. وقتی این اتفاق بیفتد، الکتریسیته می تواند عبور کند، و این مسئله باعث ایجاد آگاهی می شود.  
این اتصالات سیناپسی به نظر می رسد ارتباطی با سایر نواحی نورون ها نداشته باشند؛ به عبارت دیگر،  فقط یک اتصال الکتریکی بین یک سیناپس وجود دارد.  به این شکل نیست که برای مثال وقتی یک سیناپس تحریک شود، سیناپس دیگری وجود دارد و ممکن است ۱۵ سلول روی قسمت راست وجود داشته باشند که همزمان تحریک شوند این چیزیست که ما فکر می کردیم.


اشتباه است. واقعیت اینست، سیناپس های موجود در یک دسته با هم تحریک می شوند و این دسته یک شکل هندسی دارد. 


این اسلاید یک دیاگرام هندسی ساخته شده توسط کامپیوتر است که در ذهن شخص و در دنیای واقعی شکل می گیرد؛ در محیط اطراف چرخش و پیچ و تاب دارد، در حین فکر کردن. دسته هایی از نورون ها وجود دارند؛ آنها با هم کار می کنند ( او به اشکال الماس/ تتراهدرال گونه در تصویر اشاره می کند).


نورون ها خودشان حتی به نظر می رسد اهمیتی نداشته باشند چون کل هندسه دچار چرخش و حرکت می شود.  بنابراین، شما این گروه های سیناپس را دارید که در حضور یک الگوی انرژتیک تحریک می شوند، و این واقعا الگوی انرژتیک است که تعیین می کند کدام یک تحریک شوند. 
اینجا گروه یا باندل نورون است ( آنها به نام میکرو مدار بازسازی شده می شناسند)، و سپس اینجا ( اشاره به اسلاید ) شما چیزی که آنها به نام کلیک clicks می نامند را می بینید، این گروه های نورون ها. در این مورد، آنها با هم در یک فرم پنج وجهی تحریک می شوند. 


بنیادی ترین الگویی که آنها در سرتاسر مغز یافته اند، مرکاباست ( تتراهدرون ). منظور آنها از ” ابعاد ” چیست؟ در اینجا مسئله کمی گیج کننده می شود، چون آنها نمی توانند از آن لغت استفاده کنند. 
چیزی که آنها به نام ابعاد می نامند بسادگی به معنی تعدادی از گروه های نورون هستند که همزمان تحریک می شوند.  بنابراین، عنوان اصلی را بیاد بیاورید که بیان می کرد مغز انسان می تواند ساختارهایی تا ۱۱ بعد را توسعه دهد. 


بسیار خوب، اگر آنها بتوانند مقداری بیشتر در این زمینه تحقیق کنند، خواهند فهمید که باندل های ۱۲ تایی وجود دارد؛ در این مورد کاملا مطمئن هستم، و در این نقطه شما فرم پایه ای را دارید که همه ما می شناسیم و دوست داریم، اگر کارهای من را دنبال کرده باشید، آن را اکوزاهدرون نامیده ام.

Icosahedron


اکنون برای لحظاتی به آن بپردازیم؛ این ایده، که با شما صحبت کردم، این الگوهای هندسی در مغز شما شکل می گیرند، و در حال چرخش هستند؛ آنها مدام در حرکت هستند. 
به پیچیدگی یک نقشه واقعی نگاه کنید ( یک اسلاید را نشان می دهد ) که مربوط به ذهن یک فرد در حال فکر کردن است، و حالتی که شکل هندسی می چرخد و در داخل مغز در هنگام فکر کردن حرکت می کند. 
جالب است! حدس بزنید چرا؟ ذهن شما خوب کار می کند، نیازی نیست نگران این موضوع باشید. ما از جاذبه اطلاعی نداشتیم، درست است، اما قبل از اینکه سیب از درخت بر سر نیوتن بیفتد، جاذبه وجود داشت و درست کار می کرد!


این نقل قولی از مقاله است: ” ده ها میلیارد از این الگوهای هندسی وجود دارند که فقط در یک نقطه کوچک از مغز قرار دارند. بیاد داشته باشید که هندسه در حقیقت چیست؛ در ابتدا آن را چگونه تعریف کردیم؟ هندسه ارتعاش است. 


فکر می کنید در هنگام مدیتیشن چه اتفاقی می افتد، با همه این اشکال هندسی، ده ها میلیارد از آنها در داخل مغز؟ به نظر شما آیا امکان دارد که بتوانیم ساختارهای بیشتری را با نظم بیشتر و به فرم کریستالی بسازیم؟
قانون وحدت درست بود

قانون وحدت درست بود! شما می توانید طرز کار مغزتان را کریستالی کنید، شما می توانید الگوهای هندسی بزرگتری را داشته باشید که در مغزتان به شکل فرکتال تکرار می شوند و ثابت می شوند. چیزی که در قانون وحدت می گویند اینست که اگر این کار را انجام دهید، با ذهن خالق هماهنگ می شوید. 


هندسه مقدس:
اگر بتوانید در مدیتیشن همه ساختارهای هندسی را در ذهنتان در یک نقطه متمرکز کنید؛ نقطه تکینگی ذهن، در این شرایط می توانید یک مرکابای کامل در مغزتان بسازید. 
به همین دلیل است که آنها توصیه می کنند، در تمام مکاتب سری مخفی، که هندسه مقدس را تجسم کنید، چون اگر شما راجع به آن فکر کنید، این کار به شکل گیری و تجلی آن کمک می کند. 
هرچه بیشتر ارتعاشات را در ذهنتان و روحتان به سمت مرکابا تغییر دهید، به عشق خالص نزدیکتر می شوید، به دلیل اینکه ارتعاش این هندسه در واقع ارتعاش عشق است. 
کیهان از عشق و نور ساخته شده است، بنابراین، این شکل نمایانگر عشق خالص است. 

sacred geometry

اگر آنها ۱۳ سال را بدون داشتن چیزی و صرفا با افکار عشق می توانند سپری کنند، اگر آنها می توانند آن ساختار مرکابا را به اندازه کافی در مغزشان نگه دارند، در این شرایط نه تنها صعود می کنند و به بعد چهارم می روند، بلکه مستقیما به سمت وحدت می روند.


اکنون میتوانید ببینید که این مسئله دارای اعتبار علمی ایست که قبلا هرگز نداشته ایم. البته، فرازمینیها همیشه از آن اطلاع داشته اند. 

merkaba 3D


ما اکنون از لحاظ علمی می توانیم ثابت کنیم که چرا مدیتیشن اهمیت دارد و اینکه اساسا چگونه انرژی را در بدن شما تبدیل به انرژی خالصی می کند که کل کیهان از آن ساخته شده است.  
ما می دانیم که هندسه بر ماده تاثیر دارد، و این نقطه ایست که پای رابرت مون به میان می آید. او یکی از بنیان گذران بمب هسته ای شناخته می شود.  


بنابراین اگر کسی مواد را به اندازه کافی برای ایجاد یک انفجار هسته ای مطالعه کرده باشد، می توانیم بگوییم که او در واقع موفق به حل کردن راز مواد شده است. چگونه؟


چیزی که او کشف کرد این بود که این اتفاق در داخل تک تک هسته های اتم ها میفتد. بسیار جالب است و من بسیار راجع به این موضوع صحبت کرده ام. 


به مکعب نگاه کنید ( در مرکز اتم در تصویر)، چه چیزی می بینید؟ هر کدام از این گوشه های مکعب، در این مدل، نمایانگر یک پروتون است. 


در مدل رابرت مون شما نیازی به نوترون ها ندارید. نوترون ها تنها به این دلیل آنجا هستند تا همه چیز را کنار هم نگه دارند، برای حفظ تعادل، و ضروری نیستند. باید از شر آنها خلاص شویم. آنها در واقع یک مختصه ریاضی را به سیستم اضافه می کنند، در غیر این صورت،  سیستم از هم می پاشد.


آنها ارتعاش را درک نمی کنند، آنها این ساختارهای مخفی مکعبی را که وجه ها را در کنار هم نگه می دارند را نمی فهمند، بنابراین هر کدام از این خطوط ( اکتاهدرون که مکعب را در بر می گیرد ) اگر بخواهید می تواند نمایانگر یک نوترون باشد. شما واقعا لازم نیست نگران خطوط باشید؛ همه چیزی که نیاز دارید اینست که به ارتعاشات توجه کنید. 


اتم های مختلف زیادی در جدول تناوبی وجود دارند. کاری که شما انجام می دهید، شمارش پروتون هاست. 
بنابراین، هیدروژن یک پروتون دارد، سپس شما ۲،۳،۴،۵،۶ و ۷ پروتون دارید ( اینها بسیار ناپایدار هستند و به سرعت واکنش های شیمیایی انجام می دهند،  و به چیز دیگری تبدیل می شوند؛ آنها با اتم های دیگری پیوند می خورند). 


اما در ادامه، به ۸ پروتون می رسید و ناگهان ماده پایدار می شود. می توانید آن را در مواد دیگری بیندازید بدون اینکه واکنشی انجام شود. دست نخورده باقی می ماند. به دلیل اینکه ساختار مکعبی ماده، ارتعاشات خودش را دارد. 


همینطور که پیش می رویم، و انرژی بیشتری به اتم اضافه می کنیم، شکل بعدی ای که بدست می آوریم، اکتاهدرون است، به نام سیلیکون. سیلیکون تعداد خاصی پروتون دارد، ۱۴ تا، و شما ساختار پایدار بعدی را دارید. 


وقتی شما به سیلیکون نگاه می کنید، به داخل هسته اتم، یک اکتاهدرون می بینید، و یک مکعب ( مانند یک رز اوریگامی با یک مکعب در داخلش). 

Octahedron


در اینجا آهن را داریم، و آهن تنها فلز مغناطیسی است، چیزی که در حال یادگیری آن هستیم، هسته درون اتم آهن، مانند یک شکل توپ فوتبال است، می تواند بچرخد، و به همین دلیل است که می تواند مغناطیس شود.

اگر سوزن را به آهن ربا بمالید، مغناطیس می شود، به دلیل اینکه شما همه این موجودات ریز را مجبور به چرخش در اطراف سوزن کرده اید؛ و همه آنها را در یک جهت هم راستا می کنید، و به همین دلیل، مغناطیس می شود. 
در ادامه ما شکل دودکاهدرون را در خارج از اتم داریم، پالادیوم. پالادیوم بسیار عجیب است چون اگر شما آن را در هیدروژن سنگین بیندازید، خیلی سریع ارتعاش کرده و تولید گرما می کند، که به این واکنش گداخت سرد می گویند. 

Dodecahedron


هیچ کس نمی داند چرا و چگونه گداخت سرد اتفاق می افتد، اما پاسخ در حل راز و رمز اتم نهفته است. 
می دانم که در مورد الکترون ها داریم به نتایجی می رسیم،  چون حتی در دیاگرام مرسوم که نشاندهنده برداشت دانشمندان از طرز کار الکترون است ( همه اینها ریاضیات انتزاعی بر مبنای مدل های تئوری هستند )، شما می توانید تا حدی این هندسه را ببینید. 


فردی به نام دکتر جان بائز کشف کرده که این شکل در ابر الکترونی وجود دارد، و کسی قبلا آن را ندیده است. همه کاری که باید انجام دهید اینست که یک فرض اساسی را در نظر بگیرید. 


به گفته او، در مکانیک کوانتوم، موقعیت یک ذره قطعی نیست، ( به آن تابع موج می گوییم). به این معنی که چقدر احتمال دارد تا یک ذره را در یک موقعیت پیدا کنیم. اما شامل اطلاعات دیگری هم هست، مانند اینکه چقدر احتمال دارد که یک ذره را با هر سرعت حرکتی پیدا کنیم. ذره جایگاه ثابتی ندارد. اتم هیدروژن را در نظر گرفته و به تابع موج الکترون آن نگاه کنید. 


سوال اول: آیا ما می توانیم کاری کنیم که تابع موج الکترون ها همه هندسه چرخشی یک دودکاهدرون را داشته باشند؟  ( شکل افلاطونی جالبی که شبیه به یک توپ فوتبال است، با ۱۲ پنتاگون در فضاهای اطراف ). آیا ما واقعا می توانیم این کار را انجام  دهیم؟ آیا می توانیم یک تابع موج بسازیم، بطوریکه الکترون دارای یک هندسه دودکاهدرون شود؟


او پاسخ می دهد، ” بله، در حقیقت بسیار آسان است. شما می توانید تابع موج خودتان را همانگونه که می خواهید بسازید. اجازه دهید معادله را سختتر کنیم. مانند هر چیزی در مکانیک کوانتوم، ما سرعت را نمی شناسیم، و مشخص نیست ( تکانه زاویه ای به معنی سرعت است ). 


شما نمی توانید مقادیر مشخص  سرعت و تکانه زاویه ای را همزمان داشته باشید. با این حال در  توابع موج زیادی مقادیر سرعت الکترون، و بزرگیش کاملا تعریف شده است. 


این مسئله طبیعتا سوال بعدی را مطرح می کند، که اولین بار توسط Gerald Westinthrope مطرح شد. سوال اینست، آیا می توان به تابع موج الکترون یک سرعت مشخص نسبت داد، در حالیکه همه هندسه چرخشی یک دودکاهدرون را داریم؟ پاسخ مثبت است. 


بنابراین این افراد همه فرضیات مدل احمقانه Bohr را زیر سوال می برند ( مدلی که در آن اتم مانند یک منظومه خورشیدی اتمی کوچک است). آیا می توانیم آن را شبیه به یک دودکاهدرون کنیم؟ بله، توسط ثابت کردن مقادیر سرعت؛ و تنظیم تابع موج. 


سوال دوم: یک راه حل واقعی که حتی احمقانه است که بخواهیم درگیر آن شویم. یک تابع موج متقارن کروی، و اگر شما به این طریق در نظر بگیرید،  تحت همه گونه چرخش، تغییر نخواهد کرد ( چون سایر دانشمندان در گذشته فکر می کردند که الکترون ها ذراتی هستند که مجبورند در یک مدار چرخش کنند، مانند یک منظومه، آنها این فرضیات را از طریق ریاضیات تحمیل کردند). 


آنها می گویند، ما به الکترون ها نگاه می کنیم؛ آنها مدارهای خودشان را در سلول مداری کوچکشان دارند. ما تنها می خواهیم توابع موج را طوری تغییر دهیم که به این شکل به نظر بیایند. ما سعی می کنیم تا اتم ها را ” مجبور ” کنیم؛ ما به طبیعت گوش نمی کنیم، ما سعی می کنیم آنها را مجبور کنیم تا به شکلی که می خواهیم از ریاضیات استفاده کنند. 


بیایید از شر این ایده خلاص شویم که می گوید الکترون باید یک مدار داشته باشد؛ بیایید اینگونه در نظر بگیریم که همه این به اصطلاح الکترون ها، کره های کاملی هستند. بیابید توسط ریاضیات آن را تعریف کنیم. یک شکل متقارن کروی. چرا هیچ کس در وهله اول این کار را نمی کند؟ 


وقتی این کار را انجام می دهیم، به ساده ترین راه حل می رسیم. Greg Egan آن را تشخیص داد. الکترون ها در اتم مانند یک دودکاهدرون قرار می گیرند. 


تا به امروز، همه ما شستشوی مغزی شده بودیم. فکر می کردیم اتم شبیه به یک منظومه خورشیدی است. این اشتباه است. این راه حلی است که با مدل های ما سازگاری دارد. بیاد داشته باشید که این هندسه به شکل ارتعاش ایجاد می شود. 


بنابراین اکنون ما نه تنها هسته اتم را به شکل ارتعاش داریم، بلکه الکترون ها را هم به همین شکل تصور می کنیم. می توانیم راه حل را توسط اتصال ۶ خط به قاعده های مخالف دودکاهدرون بدست بیاوریم، و تصویری از یک تابع موج ایجاد کنیم که بین دو احتمال، در حال ارتعاش است.


اگر تا حالا تجربه تب کردن داشته اید؛ اگر از مواد روان گردان استفاده کرده اید، احتمالا چیزی شبیه به این را دیده اید ( دیوید به عکس اشاره می کند).


عده کمی اطلاع دارند که این شکل در واقع ساختار ذاتی کیهان است. بسیار جالب است زیرا اتم ها به همین شکل هستند. 


اگر کسانی می خواهند به ماده نفوذ کنند و آن را کنترل کنند، مثل مسیح، چگونه این کار را انجام می دهند؟ طبق گفته فیلم ماتریکس، هیچ قاشق سبزی وجود ندارد ( اشاره به قاشقی که توسط ذهن پسربچه در فیلم ماتریکس خم می شود)، فقط شما وجود دارید. شما تبدیل به قاشق می شوید و قاشق طبق اراده شما خم می شود. اگر شما هندسه را ببینید و حس کنید، و در این کار به مهارت برسید، می توانید ماده را کنترل کنید. این مسئله بسیار هیجان انگیز است.

درباره Admin

همچنین چک کنید

بروزرسانی نهایی ماشه نقره ای یکشنبه، دهم نوامبر ۲۰۱۹

به رویداد ماشه نقره ای نزدیک تر می شویم و  همینطور که افراد بیشتری تصمیم …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: