دوشنبه , آبان ۲۷ ۱۳۹۸
خانه / مقالات / شستشوی مغزی

شستشوی مغزی

تله های آگاهی:
در واقعیتی که در آن بسر می بریم، به شکل مداوم فریبهایی از سمت کابال و NAA دستورکار بیگانگان منفی بر علیه انسان ها اعمال میشود که تله های آگاهی نامیده می شوند و هدفشان به زنجیر کشیدن آگاهی انسانهاست، پس لازم است که با ماهیت و انواع این تله های آگاهی آشنا باشیم و بدانیم که چه نیروهایی قصد خفه کردن و سرکوب کردن نیروی اراده و اختیار ما را دارند و این مسئولیت مهمیست که باید در قبال خود بپذیریم.مسئله بسیار مهم درک این واقعیت است که دزدیدن و کنترل اراده شخصی و نابودی آن، در واقع نابودی آگاهی ما خواهد بود.این مسئله در واقع مهمترین تله آگاهیست که توسط کنترل کنندگان بر علیه انسانها اعمال می شود.
یکی از نیروهای عظیمی که در جهت کنترل اراده و اختیار شخصی انسانها بکار گرفته میشود، « آگاهی جمعی » توده انسانهاست که همان حافظه هایی هستند که انسانها را به یکدیگر متصل می کنند.
در حقیقت وقتی که ما آگاهی جمعی را به عنوان یک توافق جمعی می پذیریم و اجازه می دهیم تا کنترل کاملی را بر روی آگاهی ما داشته باشد، در واقع اجازه داده ایم که بر آگاهی فردی ما تسلط داشته باشد.قدرت کنترل آگاهی جمعی تمایل دارد تا کنترل آگاهی ما را بدست بگیرد و یک آشفتگی و دیوانگی جمعی بوجود بیاورد.احساسات کذب و نادرستی در این آگاهی جمعی ایجاد میشود و ما بدون اینکه درست یا غلط بودن آنها را بسنجیم، درگیر آنها می شویم.وقتی تحت کنترل این آگاهی جمعی قرار بگیریم، هدایتگر درونی را گم می کنیم و دیگر قادر نیستیم تا در مورد انرژی آگاهی شخصی تصمیم بگیریم که به چه سمتی برود و در چه مسیری مورد استفاده قرار گیرد.در اینجاست که انرژی ما مدام هدر میرود و این در واقع اصلیترین روشیست که انرژی آگاهی فرد بدون دخالت و رضایت از او دزدیده میشود.در این شرایط آگاهی شخصیش مدام خشکانده میشود یا تحت تاثیر ماتریکس آگاهی جمعی و برنامه‌های کنترل ذهن دزدیده میشود.وقتی فرد در این ماتریکس جمعی گیر می افتد و برنامه را تغذیه می کند، تحت اتفاقات بیرونی که در واقع فریب و توهمات هستند، هیپنوتیزم میشود.
برای اعمال کنترل ذهن بر آگاهی جمعی بشر و کنترل ادراکاتش، برنامه هایی برای ایجاد برده و ساخت پهبادهای غیر ارگانیک انجام میشود. بشریت به نحوی تربیت شده تا ارزش ها و ایده هایی را شکل بدهد که این ایده ها را کنترل کنندگان از کانالهای کنترل ذهن بر ذهن انسانها القا می کنند.دیکتاتورها و مستبدان در طول دوره های مختلف جریان اطلاعات را مخفی کردند و حتی حقایق تاریخی را محو کردند تا بتوانند بر روی بقیه قدرت و کنترل داشته باشند. بنابراین هدف از کنترل کنندگان آرکانی، حذف و مخفی کردن اطلاعات است تا حق آزادی و انتخاب آگاهانه را از افراد بگیرند و اجازه ندهند تا افراد از انرژی شخصیشان در مسیر درست استفاده کنند.


کنترل ذهن فرآیندیست که تحت عناوینی مثل شستشوی مغزی، کنترل مغز، menticide، دستکاری ذهن، فشار ذهنی، کنترل افکار، تغییر شکل افکار و بازآموزش ذهنی توضیح داده میشود. شستشوی مغزی فرآیندیست که در آن به شکل آشکار یا پنهان، ذهن فرد توسط تکنیک‌های روانی خاص تحت دستکاری و کنترل قرار می گیرد تا فرد برخلاف اراده خودش عمل و فکر کند. شستشوی مغزی توانایی فرد را برای تفکر انتقادی و مستقل کاهش میدهد، و باعث ایجاد افکار و عقاید ناخواسته میشود.
از زمان جنگ جهانی دوم، انقلاب عظیمی در تکنولوژیهای نظامی شکل گرفت و دولتها با تماس با بیگانگان منفی، در ازای دادن اطلاعات ژنتیکی، برنامه های هیبریدسازی و منابع زمین، ازآنها تکنولوژیهای پیشرفته گرفتند. در طول این دوره، دولتها از طریق سرویسهای جاسوسی متوجه شدند که رفتارها، مکانیزمها و امواج مغزی انسان وقتی در معرض فرکانسهای الکترومغناطیسی، صوتی یا نوری قرار می گیرد، تحت تاثیر قرار گرفته و میتواند کنترل شود. امواج الکترومغناطیسی خاصی وجود دارند که به شکل نامحسوس با تاثیر بر نواحی خاصی از ذهن و مغز و بدن میتوانند فرآیندهای پردازش اطلاعات مغز را تغییر بدهند، بدون اینکه فرد از این دستکاری آگاه شود. به این طریق روشهای مورد استفاده برعلیه دشمن خیلی سریع تغییر کردند و در جهت کنترل کامل فرآیندهای بیولوژیکی انسانها از طریق طیف های میدانهای الکترومغناطیسی خاص، پیش رفتند. از طریق این روش های عصب زیستی ( Bio- Neurology) ذهن، بدن و روح میتواند مورد نفوذ و کنترل احساسی و فکری قرار بگیرد، و میتوانند دستوراتی را به فرد القا کنند که از طریق کار با حافظه کوتاه یا بلند مدت، القای تصاویر، القای تجربیات حسی یا شنیداری انجام میشود و کنترل اعمال و تصمیمات اختیاری و ارادی انسان را ازاو می گیرد. هدف، کنترل و اختلال و آسیب به سیگنال های ارگانیکی هست که به شکل طبیعی بدن و ذهن را در حالت تعادل و هارمونی نگه میدارد، ضمن اینکه با این کار، سویچهای ژنتیکی که مسئول ارسال سیگنال های دی ان ای در بدن هستند را خاموش می کنند.

برای تاثیر و نفوذ در آگاهی انسانها فقط به یک سیگنال پیچیده نیازاست که توسط سیستم   (frequency following response) ساخته میشود ، طوریکه مغز به سیگنال مهاجم قفل شده و نورون ها شروع به بازتاب سیگنال می کنند. این سیگنال برای ایجاد افسردگی و پریشانی و رنج عاطفی طراحی میشود. در نتیجه ساختار شیمیایی مغز تغییر می کند و آگاهی فرد را به سطح پایینی از احساسات منفی تنزل میدهد که شامل گیجی و ادراکات نامنسجم است. با استفاده از این روش جمعیت زیادی را در مناطق دلخواه میشود تحریک به خشونت، خشم و احساسات منفی کرد. سپس در مرحله دوم، کنترل کننده ها با پخش اخبار در رسانه های مختلف، ترس و سرزنش را القا کرده، و با سواستفاده و تحریک احساسات مردم، سعی می کنند به اهدافی مثل برجسته کردن و جدا کردن گروههای مختلف برسند. در اخباری که از رسانه ها پخش میشود، میتوانید این تاکتیک های جنگ روانی را به وضوح ببینید ( نشان دادن مداوم تصاویر جنگهای مختلف و درگیریها و خشونت ها). این روش در واقع استراتژی جنگ روانی ایجاد تفرقه در بین انسانهاست تا انسانها حس کنند که باهم دشمن هستند و در نتیجه خشونت، تجاوز، دشمنی و رفتارهای تبهکارانه گسترش پیدا کند.


Death Culture فرهنگ مرگ :

مهندسی اجتماعی نوعی از کنترل ذهن است که هدفش محروم کردن افراد از حق داشتن انتخاب و استقلال اطلاعات است و با کنترل راههایی که میشود به اطلاعات دسترسی پیدا کرد انجام میشود. به همین دلیل خیلی از افراد نمیتوانند نشانه های واضح فرهنگ مرگ را به عنوان نتایج روشهای ضد روح ( یعنی برنامه هایی که با استفاده از آنها افراد روحشان او فراموش کنند) تشخیص بدهند، چون این برنامه ها با جنبه های مختلف زندگی روزانه ترکیب شده و تارو پود اجتماع را میسازند. این برنامه ها باعث کوته بینی فکری و توجه بیشتر به جنبه های مادی شده و باعث جلوگیری از تفکر عمیق توسط فرد میشوند. این فرهنگ توسط تولید و گسترش رنج، درد و شکنجه و تروما، و گسترش شیوه های زندگی که منجر به کشتار جمعی، بیماری و بردگی میشوند، توسعه پیدا می کند و با انکار روح و جنبه های روحی و تکامل معنوی و نابود کردن اصول اخلاقی سروکار دارد.

مهندسی زیستی:
عملکردهای «زیست- عصبی» بدن ما، مستقیما مسئول برقراری ارتباط با کالبدهای روحی هستند، و اگر این سیستم «زیست- عصبی» حک شود, ما از احساسات مثبت، قلب و روحمان جدا میشویم. سیستم عصبی نقش خیلی مهمی در تجربه اتصال انرژتیک با جنبه های روحانی زندگی دارد، مثل حس همدلی، بیداری معنوی، تله پاتی سلولی و توسعه تمام شکلهای ادراکات احساسی.

 مغزی که توسط پالسها و امواج فرستاده شده از طرف شبکه های هوش مصنوعی بیگانگان منفی کنترل میشود، نمیتواند حس همدردی و اتصال به زندگی داشته باشد. مهندسی زیستی از طریق روشهای مختلف انجام میشود:

  • تغییرات ژنتیکی میوه ها و سبزیجات و غذاها- نانوذرات سمی پاشیده شده در هوا chemtrail
  • – واکسیناسیون- افزودن مواد سمی در آب آشامیدنی- تولید و پخش داروها- مواد مخدر- سیگار- مشروبات الکلی- القای امواج فرکانس پایین از طرق مختلف
  • – رسانه ها و شبکه های مجازی- پخش اخبار جنگ و خشونت و اخباری که کذب هستند یا اصلا به ما ارتباطی ندارند. این روشها نه تنها باعث آسیب به دستگاه ایمنی و سلامت فرد میشوند، بلکه ارتباط بین بدن، مغز و کالبدهای بالاتر آگاهی را بلاک می کنند.

نیروهای ظریف تاریک:
در سطح پایه، نیروهای تاریکی در قطبیت منفی وجود دارند که مخصوصا به عناصر مادی زمین و نیروی گرانش متصل هستند. این مسئله در واقع همان اساس ناخودآگاه است، و یا بخواب رفتن در دنیای مادی، و داشتن وزن و تراکم بالا. در نتیجه، شرایط به سمت ایجاد عدم فعالیت، تاریکی، کسالت، و نبود نور پیش می رود، و پتانسیل عملکرد افراد یا حرکت روبه جلو را مسدود می کند. وقتی که یک فرد، قطبیت منفی زیادی را از این نیروی ظریف تاریک در کالبد انرژیک خود نگه می دارد، نتیجتا علائم بی توجهی، توهم، غیر حساس بودن، ناآگاهی و کمبود احساسات حسی را بروز داده و حس همزادپنداری را از دست می دهد. چنین فردی دارای گرفتگی های احساسی و روانی عمیق دفن شده است، و تمایلاتی بسمت رکود، سرکوب احساسات، افسردگی و یا آشفتگی درونی دارد، که باعث می شود تمرکزش بهم بریزد و متوجه نشود که مشکل واقعی چیست. او اجازه می دهند تا نیروی های منفی، نیروهای تاریک و سایر افراد کاملا او را کنترل کنند، ای فرد معمولا نقش قربانی به خود می گیرد، و از پذیرش مسئولیت زندگی خودش و انجام اعمال مثبت و مفید امتناع می کند، و تحت این شرایط مشکلاتش شدیدتر می شود، و به همین شکل، ماده سیاه بیشتری در بدنش تولید شده و گرفتگی های بیشتری ایجاد می کند. بدون ایجاد تعادل در ماده سیاه و استحاله و خارج کردن آن از آگاهیشان، این افراد به سمت یک حالتی  از آشفتگی درونی یا بی حسی می روند، با ادراک و احساس درد زیاد فیزیکی و احساسی، یا بی حسی، که نهایتا باعث بیماری می شود. این شرایط برای یک آگاهی، در حقیقت معنی حقیقی جهنم است.
ساختار ایگوی منفی، سلاحهای کنترل ذهن سایکوترونیک و تکنولوژی هوش مصنوعی روی زمین مورد استفاده قرار گرفت تا انسانها را در یک چرخه تولید نیروهای تاریک گیر بیندازد. این میازمای تاریک باعث می شود که انسانها ناآگاه، بی تفاوت و  متوهم شده، و نتیجتا کاملا قابل کنترل شوند.
تکنولوژی بیگانه و روش های کنترل ذهن طراحی شدند به هدف اینکه تا حد ممکن، بیشترین نیرو و تراکم تاریک ناشی از قطبیت منفی را در بین انسانها تولید کنند. خیلی از افرادی که افسرده و غمگین هستند، در حقیقت درگیر این قطبیت منفی نیروی تاریک هستند. تراکم نیروهای تاریک، ادراکات فراحسی را کاملا مسدود می کند. این افراد نیاز دارند که اقدامات و فعالیتهایی را در قطبیت مثبت انجام دهند تا بتوانند انرژی سیاه انباشته شده در بدنشان که احساس تراکم و رکود زیادی را بهمراه دارد، حل کنند.

برنامه ریزی ناخودآگاه با مکانیزم پاولوویان:
دستورکار بیگانگان منفی برای جلوگیری از بیداری، صعود و رسیدن عده زیادی ازانسانها به آزادی آگاهی، از برنامه شرطی سازی کلاسیک پاولوویان استفاده می کند و از این طریق لایه های ناخودآگاه را مورد هدف قرار می دهد که در نتیجه این اقدام، افراد در پایین ترین ارتعاشات و پالسهای ممکن، فکر و عمل می کنند. اگر ما به طیف امواج قرمز با فرکانسهای خیلی پایین که در لایه 1D برای برنامه ریزی ناخودآگاه استفاده میشود، نگاهی بیندازیم، قطبیتهای منفی اصلی برای تولید برنامه ظالم- مظلوم، ارعاب و تهدید، آگاهی فقر و بقا، خشونت و ویرانی، بیچارگی جنسی و سردرگمی جنسیتی و سایر برنامه های ترس محور استفاده میشوند. یک جریان تاسف بار که در بین جمعیت عامه وجود دارد افزایش رفتارهای خشونت آمیز و غیر انسانیست. این رفتارهای منفی از طریق کلمات رکیک و زشت، نیات منفی و ابزارهای فیزیکی در موقعیتهای اجتماعی 3D معمول و در هنگام درگرفتن اختلافات، در حال گسترش است. چرا انسانها با یکدیگر بد رفتار می کنند؟ این مسئله با برنامه ریزی عامدانه است. «برنامه دهی ناخودآگاه» برای ایجاد شکارچیان و ذهن های بی ثبات مورد استفاده قرار می گیرد و با فرکانسهای بسیار پایین، لایه های پنهان ناخودآگاه را هدف قرار می دهند که در واقع حمله ایست به حواس انسان در جهت بوجود آوردن ترس و خشونت. این مسئله برخی از انسانها را به لحاظ ذهنی درگیر کرده و باعث شده هر چیزی که به زعم خودشان حس ایگوی آنها را تهدید کند، برنتابند.

درباره Admin

همچنین چک کنید

بروزرسانی نهایی ماشه نقره ای یکشنبه، دهم نوامبر ۲۰۱۹

به رویداد ماشه نقره ای نزدیک تر می شویم و  همینطور که افراد بیشتری تصمیم …

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: